سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
مقدمه 6
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
و استعاذه بوجه اللَّه و كلمات اللَّه استغراق در بحر جمال و جلال است و آنچه انسان را از آن باز دارد از شرور است و مربوط بعالم شيطان و مكايد آن است و از آن بايد پناه بوجه اللَّه برد چه آن از حقايق كامله سماويه باشد يا ناقصه ارضيه مگر آنكه طارق بخير باشد كه آن طارق الهى است كه بخير مطلق حق تعالى دعوت كند . ركن سوم : در مستعاذ به است بدانكه چون حقيقت استعاذه در سالك الى اللَّه متحقق در سير و سلوك بسوى حق متحصل است يعنى استعاذه اختصاص دارد بسالك در مراتب سلوك پس بحسب مقامات و مراتب سايران و مدارج و منازل سالكان حقيقت استعاذه و مستعيذ و مستعاذ منه و مستعاذ به فرق مىكند . و اشاره به اين توان باشد سوره شريفه ناس كه فرمايد قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ از مبادى سلوك تا حدود مقام قلب سالك بمقام ربوبيت پناه برد و توان اين ربوبيت ، ربوبيت فعليه باشد كه مطابق شود با اعوذ بكلمات اللَّه التامات و چون سير سالك منتهى شد بمقام قلب مقام سلطنت الهيه در قلب ظهور كند و در اين مقام بمقام ملك الناس از شر تصرفات قلبيه ابليس و سلطنت باطنيه جائرانه او پناه برد چنانچه در مقام اول از شر تصرفات صدريه او پناه برد . و شايد اينكه فرموده الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ با آنكه وسوسه در قلوب و ارواح نيز از خناس است براى آن باشد كه در مقام معرفى بشان عمومى و صفت ظاهره پيش همه مناسب است تعريف شود . و چون سالك از مقام قلب نيز تجاوز نمود بمقام روح كه از نفخه الهيه است و اتصالش به حق تعالى بيشتر است از اتصال شعاع شمس بشمس و در اينمقام مبادى حيرت و هيمان و جذبه و عشق و شوق شروع شود و در اين مقام باله الناس پناه برد و چون از اينمقام ترقى كند و ذات بىمرآت شئون نصب العين شود و بعبارت ديگر بمقام سر رسد « اعوذ بك منك » مناسب با او است و در اين مقامات تفصيلى است كه مناسب اينمقاله نيست . و بدانكه اسم استعاذه باسم اللَّه بواسطه جامعيت مناسب با همه مقامات است و آن در حقيقت استعاذه مطلقه است و ديگر استعاذهها مقيده است . ركن چهارم در مستعاذ له است يعنى غايت استعاذه بدانكه آنچه مطلوب بالذات است براى انسان مستفيد از سنخ كمال و سعادت و خيريت است و آن بحسب مراتب و مقامات سالكان بسيار متفاوت است چنانچه سالك تا در بيت نفس و حجاب طبيعت است غايت سيرش حصول كمالات نفسانيه و سعادات طبيعيه خسيسه است و اين در مبادى سلوك است و چون از بيت نفس خارج شد و از مقامات روحانيه و كمالات تجرديه ذوقى نمود مقصدش عالىتر و مقصودش كاملتر مىشود و بمقامات نفسانيه پشت پا زند و قبله مقصودش حصول كمالات قلبيه و سعادات باطنيه شود .